خرید بک لینک
دلواپسی

اگه حالمومی پرسی سراغِ منومی گیری


میگی دلواپسی واسم همه روزاتودرگیری

نمی تونی بغیرازمن دنبال کسی باشی


تودوستم داری عشق من میخوای توی دلم جاشی

این آرزوی منه حسِ رهاشدنه


دستهای توقفسِ بی کسیهامومیشکنه

ازتونمیشه گذشت ازتوکه بابِ دلی


زیباترازگلی وشیرینترازعسلی

توعاشقانه منودرگیرمیکنی


توو لحظه ای که ازعشق تغییرمیکنی

دنیا توو چشم منه وقتیکه می بینمت


پُرکن منوتوازعشق باعطرپاک تنت

باتوبرای توئم باتوهمیشگی ام


بی تومیمرددلموحالارو به زندگی ام

حسرت عذابِ دله اماتونازِ دلی


همراه خوبِ منی عشقم نیازِ دلی


********


من دیوونه ترمیشم وقتی ازتومیخونم


دیگه میمیرم بگی عشقم من عشقِ تومیمونم

ترانه سرا حمیدشیخی


چرارفتی


چررفتی که برگردی خودت میخواستی اینجورشه


خودت میخواستی قلبِ من به ترکت آره مجبورشه

یه روزبامن یه روزهم نه توو این سردرگمی موندی


توشورش رودرآوردی فقط دلم روچرخوندی

ولی بمون وباورکن که عشق تاوانی هم داره


جوابِ هرکی نامرده یه وقتایی هم آزاره

دلت نذارکه مهمون شه توی قلبم توو این خونه


میای ودیگه عطرتو کنارمن نمیمونه

نه اینکه عاشقم بازم یکی هست گوشه ی قلبم


قیدعشقو زدم اصلاً تو ومثل تورو ازدم

نمیدونی چقدرسخته نمیدونی چقدرخستم


بایدازروی احساسم چشمامونمی بستم

دلم ازسنگ وآهن نیست ولی رو حرفم ایستادم


میخوای بهتربشی باشه ولی نمیره ازیادم

چه روزایی که پرپرشد واسه توازخودم کندم


غرورم روکه بعدازتو دیگه پیدانمی کردم

ندیدی جای خالیمو توو حال مستیِ چشمات


چرااین پیک لامنصب نمی افتادازدستات

ترانه سراحمیدشیخی

نام ترانه.....دیوونه خونه

بیاروی اسمم مدادُ بچرخون

که بامن چه کردی توپیداوپنهون

کی اول شروع کردکه آخرجداشد

چراآخره راهمون ابتداشد

من هیچ کاری باحرف مردم ندارم

اوناهرچی میخوان بگن بیخیالم

حقیقت همینه که تودیگه رفتی

خنک شددلت دیگه آروم گرفتی

دلم مونده دستت دلت بی خبرنیست

مگه توو شبای تورنگ سحرنیست

توسوء تفاهم رو باورنکردی

تو این قلب بیمارو بهترنکردی

حالارفت همونی که رؤیای من بود

که تنها گناه من عاشق شدن بود

یه دیوونه خونه بی کاغذ بی خودکار

شایدتو ازم مینویسی رو دیوار

دلت تنگ من میشه شایدبگی نه

داری نامه هامو میخونی سر وته

میام تاکنار تو من بستری شم

به امیدفرداهای بهتری شم

باورت سرده اما عزیزم

تو دنیایی واسم یه دنیای ثابت

روزبرگشتن تودوباره

چه طوفانی میشن این ابرای راکد

ترانه سرا...........حمیدشیخی

نام ترانه....زخم زبون
کارمنه زخم زبون خوردن
بخاطرِعاشقی غمگینم
من انتخاب کردمت وحالا
چیزی بجزتودرتومی بینم
چندقدمی فاصله ازدیوار
میگیرموعکستومیشکونم
دردِمنومیکشه این سیگار
این روزاروتنهایی بااونم
دست که ازاین بی کسی بردارم
بگوکی تضمین میده فردامو
اوضاع اگه بدترازاین هم شه
دیگه نمیدم به کسی جامو
آره میشینم گوشه ی دیوار
سیگارومیذارم رودستامو
نکته به نکته یادمه حرفات
حرفی که گریون کرده چشمامو
اونکه یه روزتنهاامیدم بود
رفت وشدیداًناامیدم کرد
هرجاکه رفته به درک تؤبه
لعنت به من اگه بگم برگرد
عشق بیخیال عاشقی بیهوده ست
دلت همیشه میخوره رودست
واسه هوس نرفتم این راهو
ولی شکستم گاه وبیگاهو
ترانه سرا....................حمیدشیخی

برچسب: نویسنده: النا موسوی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 17:16

صفحه بندی